تو را مي بينم و گلي در خزان وجودم بر مي خيزد
اتشي كهنسال از اعماق قلب حسودم بر مي خيزد
نگارا تو زيباترين معشوقه و چشمانت قبله من
اه در ذكر سبحان سحود از تار و پودم بر مي خيزد
عشق ،نقش مرا در طناب گيسوي تو مي بافد و
از درد جدايي،اشك از چشمان كبودم بر مي خيزد
شمعي مغرورم كه مي سوزم در بازي تلخ تقدير
لرزه اي غريب انگار از رقص دودم بر مي خيزد
ارامش چشمان قرباني هميشه تماشايي است
بهاران براي تو از هر فصلي كه نبودم بر مي خيزد
يلدا بياباني_1396/8/12
ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 4:37
ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 4:37
ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 4:37